داستان بازی مکس پین از جایی شروع میشود که یک کارآگاه پلیس نیویورک، پس از قتل وحشیانه همسر و دختر نوزادش به دست معتادان یک ماده مخدر جدید به نام والکیر، تصمیم میگیرد خودش به حریم تاریک جنایتکاران قدم بگذارد. مکس پین در نسخه اول که سال ۲۰۰۱ توسط Remedy Entertainment ساخته شد، قهرمانی تراژیک و تکبعدی نیست، بلکه انسانی است با روایتگری درونگرا که شباهت زیادی به شخصیتهای فیلمنوآر دهه چهل دارد. سبک روایی بازی با استفاده از پنلهای کمیکاستریپ و مونولوگهای شاعرانه مکس، یکی از شاخصترین ویژگیهای داستان بازی مکس پین به شمار میرود.
در نسخه اول، مکس به یک قاچاقچی والکیر به نام جک لوپینو و دوست قدیمیاش الکس بالدر، مأمور سابق اداره مبارزه با مواد مخدر، برمیخورد. الکس که نفوذی در گروه لوپینو بوده، به قتل میرسد و مکس متهم به این قتل میشود. او در دالانهای تاریک شهر، انبارهای متروکه و حتی در یک طوفان برفی سهمگین، با دشمنانی روبرو میشود که همگی به نوعی به والکیر وابسته هستند. داستان بازی Maxpayne در این نسخه شامل «انتقام»، «خیانت»، «والکیر» و «سقوط» است. در پایان، مکس متوجه میشود که نیکول هورن، مأمور فاسد اداره مبارزه با مواد مخدر، مغز متفکر پشت همه ماجراها بوده و مکس با شلیک گلولهای به سر او، قصاص خون خانوادهاش را میگیرد، اما تسکینی در او ایجاد نمیشود.
سیستم مورد نیاز نسخه اول Max Payne (۲۰۰۱):
برای تجربه این کلاسیک نوآر در زمان خود، به پردازنده ۴۵۰ مگاهرتز، ۹۶ مگابایت رم، کارت گرافیک ۱۶ مگابایت سازگار با DirectX 8 و ۷۵۰ مگابایت فضای خالی نیاز بود. امروزه این بازی روی هر سیستمی اجرا میشود اما ارزش روایی آن همچنان تازه است.
نسخه دوم، Max Payne 2: The Fall of Max Payneدر سال ۲۰۰۳ منتشر شد. در ادامه داستان بازی مکس پین، مکس پس از حوادث نسخه اول، افسرده و آواره خیابانهاست. این بار او وارد رابطه عاشقانه پیچیدهای با مونا سکس میشود، یک آدمکش حرفهای که در نسخه اول به عنوان کاراکتری فرعی معرفی شده بود. داستان بازی Maxpayne در نسخه دوم عمیقتر به روانشناسی قهرمان داستان میپردازد. مکس که نمیتواند خود را از گناه بازماندگی رهایی بخشد، درگیر گروهی از قاتلان قراردادی شامل ولادیمیر لم، گانگستر روسی میشود که گرایشی عجیب به فلسفه و طنز سیاه دارد.
یکی از درخشانترین لحظات داستان بازی مکس پین در این نسخه، رویارویی مکس با کارآگاه خانم والری وایتینگ است که در پروندهای با عنوان «خواهران سقوط کرده» تحقیق میکند. در پایان، مونا به ضرب گلوله کشته میشود و مکس دوباره در سقوطی نمادین از یک ساختمان، به استقبال پایانی باز میگردد که دو معنا دارد: مرگ یا رهایی. راوی در پایان میگوید: «دوراهی تمام شد، من به خط پایان رسیدم… و هیچ کس حتی یک اسلحه هم برایم نگذاشت.» این پایان مبهم، داستان بازی Maxpayne را از «انتقام» به «رستگاری» تغییر میدهد.
سیستم مورد نیاز Max Payne 2
پردازنده ۱٫۰ گیگاهرتز، رم ۲۵۶ مگابایت، کارت گرافیک ۳۲ مگابایت مثل GeForce 3 یا Radeon 8500، فضای ۱٫۵ گیگابایت و ویندوز ۹۸/ME/2000/XP. موتور فیزیک پیشرفته Havok باعث شد حرکات دشمنان هنگام تیراندازی بسیار طبیعیتر از نسخه اول باشد.
بعد از حدود ۹ سال انتظار، داستان بازی Maxpayne در سال ۲۰۱۲ با نسخه سوم به استودیوی Rockstar Games سپرده شد. Max Payne 3 مطلقاً نیویورک برفی و شبانه را کنار میگذارد و مکس را به سائوپائولو، برزیل میبرد. این تغییر لوکیشن در ابتدا طرفداران را نگران کرد، اما Rockstar با حفظ مونولوگهای درونی و المانهای نوآر، داستان بازی مکس پین را وارد بستری تازه کرد. مکس حالا میانسال، طاس، الکلی و وابسته به مسکنهای قوی است. او به عنوان محافظ شخصی خانواده ثروتمند برانکو در برزیل کار میکند. اما وقتی فابیانا، همسر رئیس ثروتمند ربوده میشود، مکس بار دیگر وارد گردابی از فساد و خشونت میشود.
نقطه قوت داستان بازی Maxpayne در نسخه سوم، توجه به زوال جسمی و روحی قهرمان است. مکس دیگر آن جوان سریع و بیباک نیست، اما تجربهاش اجازه نمیدهد دست از مبارزه بردارد. در یکی از بهیادماندنیترین بخشها، مکس در فرودگاه تیرهوتار سائوپائولو، پشت موسیقی جنگی Tears توسط Health، با گروههای مسلح درگیر میشود و در نهایت، ویکتور برانکو و اطرافیان فاسدش را از بین میبرد. برخلاف دو نسخه قبل، **داستان بازی مکس پین** در اینجا پایان آرامی دارد: مکس در مکانی نامعلوم در کنار ساحل، زیر آفتاب برزیل نشسته و میگوید: «برای اولین بار در زندگیام، چیزی برای از دست دادن ندارم.» این پذیرش فقدان، نقطه اوج داستان بازی Maxpayne در سه گانه است: از «سقوط» به «قبول».
سیستم مورد نیاز Max Payne 3 (۲۰۱۲):
برای اجرای این نسخه با موتور RAGE نیاز به پردازنده دو هستهای ۲٫۴ گیگاهرتز (مثل Core 2 Duo)، رم ۲ گیگابایت، کارت گرافیک ۵۱۲ مگابایت مثل GeForce 8600 یا Radeon HD 4870 و ۳۵ گیگابایت فضای خالی دارید. این بازی همچنان یکی از بهینهترین شوترهای Rockstar محسوب میشود.
در سیر تکاملی داستان بازی مکس پین از نسخه اول تا سوم، شاهد تغییراتی اساسی هستیم: از مکانیک Bullet-Time که توسط Remedy ابداع شد تا داستانسرایی سینمایی Rockstar. تمام این نسخهها یک وجه مشترک دارند: داستان بازی Maxpayne همواره حول «غم»، «مقاومت» و «معنای گناه» میچرخند. مکس پین نه یک ابرقهرمان که یک انسان زخمی است و همین وجه او را ماندگار کرده است.
اگر میخواهید داستان بازی Maxpayne را از ابتدا تا انتها درک کنید، بهتر است هر سه نسخه را پشت سر هم تجربه کنید. نسخه اول شما را با والکیر و طوفان برفی آشنا میکند، نسخه دوم شکوه سقوط یک قهرمان را نشان میدهد و نسخه سوم، رهایی را در سیاهی محض معنا میکند. این مجموعه بدون شک یکی از عمیقترین داستانهای بازی مکس پین در تاریخ صنعت ویدیوگیم است که با هیچ شوتر تیراندازی سادهای قابل قیاس نیست.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟